تهران - حیات بچه محل بودیم حالا هم توی
خیبر شده بودیم همرزم. صبح عملیات دیدمش. شده بود غرق خون.
دوتا دستاش قطع شده بود. همه بدنش پر بود از تیر
و ترکش.
وصیت نامه اش توی جیبش بود
همون اول وصیت نامه نوشته بود:
« خدایا! دوست دارم همان طور
که اسمم را گذاشته اند ابوالفضل، مثل حضرت ابوالفضل علیه السلام شهید شم.»
راوی مجید طوسی از همرزمان شهید
ابوالفضل شهیدی